الشيخ رسول جعفريان

607

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

اموال آنها - شامل پوستى از شتر مملو از جواهرات - يافته شد كشته شدند . در اصل اينان از سران يهود بودند كه سالها در كار تحريك اعراب و يهود بر ضد اسلام فعاليت كرده بودند . كنانة بن ابى الحقيق به دست محمد بن مَسْلمه داده شد ، تا در برابر برادرش كه در يكى از حملات به قلعه‌ها شهيد شده بود ، كشته شود . « 1 » غزوهء خيبر صحنه‌اى ديگر از دليرىهاى امام على عليه السلام است . اين بار ابراز اين دليرى به گونه‌اى بود تا در قياس با ديگر صحابه ، فضيلت و برترى امام و سهم بالاى او در تحولات صدر اسلام در اذهان باقى بماند . در فتح يكى از قلعه‌ها كه به دليل اشارهء خبر مزبور به اسارت صفيه دختر حيى بن اخطب « 2 » بايد قلعهء نزار باشد - رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم صبحگاهان فرماندهى را به ابوبكر سپرد . اما حصن مزبور تا شب گشوده نشد . فرداى آن روز ، رايت در دستان عمر قرار گرفت و باز گشوده نشد . شب روز سوم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : لَاعْطِيَنَّ الرآيةَ غداً رَجُلًا يُحبُّ اللَّهَ و رَسُولَهُ و يُحِبُّه اللّه و رَسُوله . « 3 » صبح روز سوم امام على عليه السلام با سپاه حركت كرده و قلعهء يهوديان گشوده شد . « 4 » ابن اسحاق از ابورافع نقل مىكند كه من در كنار على عليه السلام بودم كه با يك يهودى درگير شد و سپر از دستش افتاد . آن حضرت درِ حِصن برداشت و تا پايان نبرد ، به عنوان سپر از آن بهره گرفت . ابورافع مىگويد : پس از جنگ ، ما هشت نفر كوشيديم تا در را برگردانيم نتوانستيم . « 5 » يكى ديگر از رشادتهاى امام در اين جنگ ، كشتن مَرحب يهودى است كه از شجاع‌ترين خيبريان بوده است . وى كه در جريان سقوط قلعهء سلالم و وطيح بيرون آمد ، « 6 » به دست امام كشته شد و گرچه دربرخى از نقلها آمده است كه محمد بن مسلمه وى را به قتل آورده ، در روايت كسانى چون مسلم ، احمد بن حنبل و ديگران و نيز به تصريح

--> ( 1 ) - المغازى ، ج 2 ، ص 672 ( 2 ) . انساب الاشرف ، ج 2 ، ص 94 ( 3 ) . اين سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دربارهء آن حضرت حتى مورد انكار ناصبىترين افراد قرار نگرفته و از صدهاطريق روايى ، گزارش شده است . به نقل طبقات ( ج 2 ، ص 110 ) عمر پس از شنيدن اين سخن گفت : تا آن زمان امارت را دوست نداشتم ! اما با اين سخن علاقمند شدم تا فرماندهى به من واگذار شود . درنقل ابن ابى شبيه آمده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : كسى را خواهم فرستاد كه : حتى يفتح الله له ، ليس بفرّار ؛ نك : المصنف ، ج 7 ، ص 396 ؛ شايد كنايه از فرار ديگران باشد . ( 4 ) . المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ، صص 394 - 393 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 5 ، صص 194 - 193 ؛ السيرة الحلبيه ، ج 3 ، ص 43 ؛ السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 334 ؛ اين خبر به همين كيفيت در مآخذ متعددى آمده است . در نقل واقدى به جاى ذكر نام ابوبكر و عمر آمده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پرچم را به « رجل من اصحابه المهاجر » داد ؛ اما از نام او ياد نشده است ؛ نك : المغازى ، ج 2 ، ص 653 ؛ او در ادامه از امام على عليه السلام وفتح خيبر ياد كرده است . ( 5 ) - السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 335 ؛ سبل الهدى ، ج 5 ، ص 200 ؛ عيون التواريخ ، ج 1 ، ص 267 ( 6 ) . سبل الهدى والرشاد ، ج 5 ، صص 196 - 195